اگر روزی کسی از من بپرسد «خوبی یک سرزمین را در چه میبینی؟»، پاسخم این خواهد بود: در تداوم تمدنش، در تنوع اقلیمش، در هنر زندگیش، در نجابت مردمش… و اگر از من بپرسند مصداق کامل این خوبیها کجاست، بیدرنگ میگویم: ایران.
ایران، صرفاً یک کشور در نقشهٔ جغرافیایی نیست؛ ایران یک «تمدن زنده» است. ایرانی که امروز میشناسیم، حاصل هزارهها اندیشه، ایستادگی، ظلمستیزی، هنر، علم و ایمان است. در این نوشتار بلند، گام به گام از لایههای این خوبی عبور میکنیم و در پایان میرسیم به ستون فقرات این استقلال و عزت امروز: رهبری فرزانهٔ انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای.
فصل اول: میراثی به وسعت تاریخ (چرا ایران کهن است)
وقتی از «خوب بودن» یک کشور حرف میزنیم، اولین معیار، عمقِ تاریخی آن است. ایران جزو معدود کشورهایی است که توانسته هویت خود را در گذر چندین حمله، اشغال و تغییرات بزرگ حفظ کند.
۱.۱. مهد تمدن بشری
سرزمین ایران، خاستگاه انقلاب نوسنگی، شهرنشینی، حقوق بشر ابتدایی (منشور کوروش)، و نظامهای پیشرفتهٔ اداری و پستی جهان بوده است. تخت جمشید، نقش جهان، چغازنبیل، میدان نقش جهان، پلهای صفوی، کاروانسراهای بینراهی، باغهای ایرانی (الگوی باغسازی جهان) – همه و همه گواهان خاموش تمدنی هستند که «خوب بودن» را در خدمت به انسان و هنر تعریف میکرده است.
۱.۲. ایران، پل فرهنگی شرق و غرب
جاده ابریشم از دل ایران میگذشت. این سرزمین نه تنها کالا، که ریاضیات، ستارهشناسی، پزشکی، عرفان و شعر را بین چین، هند، اروپا و جهان عرب جا به جا کرد. فردوسی، مولوی، حافظ، سعدی، ابن سینا، زکریای رازی، خیام و هزاران دانشمند دیگر، ایرانیاند. «خوب بودن ایران» یعنی هنوز هم در گوشه و کنار جهان، نام حافظ را به عنوان شاعری از جنس مهر و خرد میشناسند.
۱.۳. مقاومت در برابر تحقیر
برخلاف بسیاری از تمدنهای باستانی که نابود شدند، ایران بارها ویران و دوباره ساخت. مغولها آمدند و خود ایرانی شدند. اعراب آمدند و زبان فارسی و آیین نوروز باقی ماند. حتی در تاریکترین روزهای قاجار و استعمار، ایران هرگز هویت خود را نفروخت. این «خوبی»، صبوری و تداوم نام دارد.
فصل دوم: چهار فصل در یک قاب (طبیعت بینظیر)
برخی کشورها فقط یک اقلیم دارند. اما ایران کوچک، تمام اقلیمهای جهان را در خود جای داده است. این یکی از برجستهترین خوبیهای جغرافیایی ایران است.
۲.۱. از برف دماوند تا گرمای جزیره قشم
در یک روز سرد دی ماه، میتوانی در پیست بینالمللی شمشک (البرز) اسکی کنی و چند ساعت بعد، در آبهای نیلگون خلیج فارس در قشم یا کیش شنا کنی. کویر لوت با دمای گرمترین نقطهٔ زمین، و دریاچه ارومیه با نمکزارهای درمانی، هر دو در همین مرزها جای گرفتهاند.
۲.۲. جنگلهای هیرکانی و ابرهای دریای خزر
شمال ایران با آن ابرهای انبوه، شالیزارهای سبز و جنگلهای افسانهای هیرکانی (با قدمتی ۵۰ میلیون ساله) – یکی از میراثهای جهانی یونسکو – بهشت زمینشناسان و طبیعتگردان است. «خوبی شمال ایران» فقط در خیار و چای آن خلاصه نمیشود؛ خوبی آن در طراوت و زندگیای است که به کل کشور هدیه میدهد.
۲.۳. کوهستان برای ماجراجویان
البرز با قلّهٔ ۵۶۷۱ متری دماوند (بلندترین قلهٔ خاورمیانه)، و زاگرس با درههای صخرهای و قبایل عشایری، بهترین بستر برای کوهنوردی و کشف فرهنگهای بکر است.
۲.۴. جزایر خلیج فارس، جواهری از جنس مرجان
هرمز با خاکهای رنگی اش، هنگام با درختان حرا، و قشم با ژئوپارک جهانی خود، فرصتی برای تجربهٔ طبیعتی فرازمینی فراهم میکنند. پس وقتی میگوییم ایران خوب است، یعنی در یک کشور میتوانی صحرا، جنگل، کوه، دریا، کویر و آبشار را یکجا ببینی.
فصل سوم: فرهنگ مهماننوازی و مردم نجیب
اگر تاریخ و طبیعت را کنار بگذاریم، مهمترین رکن «خوب بودن» هر کشوری، مردم آن هستند.
۳.۱. مهمان، عزیز خداست
در فرهنگ ایرانی، مهمان نه یک مزاحم، که یک نعمت و «عزیز خدا» شمرده میشود. هر مسافری که به ایران سفر کرده، از روستاهای دورافتاده تا تهران، داستان پذیراییِ بیچشمداشت را تعریف کرده است. این مهماننوازی ریشه در اندیشهٔ ایرانی دارد: «تو نیکی میکن و در دجله انداز» و «جهان جایِ همدردی و همیاری است».
۳.۲. زن و مرد، پیر و جوان، همه در یک صف
در مراسم مذهبی محرم، در شب یلدا، در چهارشنبهسوری، در راهپیمایی ۲۲ بهمن، ایرانیان نشان دادهاند که اجتماع برایشان مهم است. این حس «ما بودن» و تعلق به یک میهن مشترک، بزرگترین سرمایهٔ اجتماعی ایران است. حتی در بحرانهایی مثل سیل و زلزله و کرونا، مردم خودجوش پای کار آمدند.
۳.۳. شعر و موسیقی در رگهای مردم
در ایران، هر خانهای دیوان حافظ دارد. مردم هنوز با شعر زندگی میکنند. موسیقی نواحی ایران (کردی، لری، آذری، بلوچی، مازندرانی) گنجینهای است که هر کدام به تنهایی یک دنیا احساس دارند. «خوبی ایران» یعنی هنوز هم با بوسه بر قرآن و خواندن غزل حافظ، سال نو را تحویل میکنیم.
فصل چهارم: استقلال و عزت ملی در سایه رهبری آیتالله خامنهای
و اما آن بخش از خوبی ایران که در یک کلمه خلاصه میشود: «عزت».
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، ایران دگرگون شد. اما دههٔ ۶۰ با جنگ تحمیلی، دههٔ ۷۰ با سازندگی، دههٔ ۸۰ با اصلاحات و اوجگیری فتنهها، و دههٔ ۹۰ با تحریمهای کمرشکن همراه بود. در تمام این مسیر پرپیچ و خم، یک نقطهٔ ثبات، یک چراغ همیشه فروزان وجود داشت: حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای، رهبر فرزانهٔ انقلاب اسلامی.
۴.۱. رهبری که ایران را مستقل نگه داشت
در شرایطی که بسیاری از کشورهای منطقه، استقلال خود را به بهای امنیت غرب فروختند، رهبری حکیمانهٔ آیتالله خامنهای، سیاست «نه شرقی، نه غربی» را عملاً به یک سیستم دفاعی و اقتصادی تبدیل کرد. ایران تحت رهبری ایشان:
- در حوزهٔ فناوری هستهای به خودکفایی کامل رسید و در برابر فشارهای ۱+۵ ایستاد.
- در صنعت موشکی و دفاعی به بازدارندگی قابل توجهی دست یافت؛ به طوری که هیچ قدرتی جرأت تعرض به این سرزمین را ندارد.
- در علوم پیشرفته مانند نانوتکنولوژی، سلولهای بنیادی، زیستفناوری و پزشکی هستهای، جزو ده کشور اول جهان شد.
۴.۲. اقتصاد مقاومتی؛ الگویی برای عبور از تحریم
یکی از برجستهترین خوبیهای رهبری، نگاه خردمندانه به تحریمها بود. ایشان با طرح «اقتصاد مقاومتی» و تأکید بر «تولید دانشبنیان»، «تولید داخلی»، «جهش تولید» و «مهار تورم»، عملاً وابستگی ایران به نفت و واردات را کاهش دادند. امروز ایران در صنایع پتروشیمی، صنایع غذایی، داروسازی و فولاد، صادرکنندهٔ قدرتمندی است.
۴.۳. وحدت ملی در برابر فتنهها
در فتنهٔ تلخ سال ۱۳۸۸، در حوادث دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸، و در ناآرامیهای اخیر، رهبری با هوشیاری، کیاست و صبر، از فروپاشی وحدت ملی جلوگیری کرد. ایشان بارها تأکید کردهاند: «مردم و نظام از هم جدا نیستند؛ دشمن میخواهد بین این دو جدایی بیندازد». این نگاه، ایران را از سرنوشت کشورهای تجزیهشده مانند لیبی، سودان یا یمن نجات داده است.
۴.۴. حمایت از جبهه مقاومت؛ عزت فرامرزی
شاید هیچ رهبری در جهان به اندازهٔ آیتالله خامنهای، صریح، شجاع و بیپروا از ملت مظلوم فلسطین، لبنان، سوریه، یمن، بحرین و عراق دفاع نکرده باشد. این حمایت، ایران را به «قطب مقاومت» در جهان تبدیل کرده است. خوبی ایران در این است که در برابر ظلم سکوت نمیکند و زیر بار زور و تحقیر نمیرود. به تعبیر رهبری: «ملتی که شهادت را سعادت بداند، هیچ قدرتی نمیتواند آن را به زانو درآورد.»
۴.۵. رهبری از جنس مردم (سادهزیستی و ارتباط بیواسطه)
آیتالله خامنهای با وجود جایگاه والای خود، هرگز در قصرها و کاخها زندگی نکرد. خانهٔ ایشان در محلهٔ فقیرنشین امامزاده حسن (تهران) است، با فرشی عادی و کتابخانهای غنی. ملاقاتهای مکرر با خانوادهٔ شهدا، کارگران، دانشجویان، طلاب و اقشار مختلف، نشان از روحیهٔ مردمی ایشان دارد. این سادهزیستی و اتصال به متن جامعه، یکی از پنهانترین و مؤثرترین خوبیهای رهبری است.
فصل پنجم: پیشرفت علمی و فناوری، با وجود همه مشکلات
اگر کسی فکر میکند ایران فقط تاریخ و فرهنگ است، سخت در اشتباه است. امروز ایران:
- در تولید علم در منطقه رتبهٔ اول و در جهان رتبهٔ ۱۵ را دارد (طبق گزارشهای اسکوپوس).
- در فناوری فضایی ماهوارهبرهایی مانند «سیمرغ» و «قاصد» را به فضا پرتاب کرده و به باشگاه معدود کشورهای فضاپایه پیوسته است.
- در علوم پزشکی در پیوند کلیه، درمان ناباروری و تولید داروهای بیوتکنولوژی حرف اول را در غرب آسیا میزند.
- در صنعت برق و نیروگاهها نه تنها خودکفا شده، بلکه به کشورهای منطقه صادرات فنی مهندسی دارد.
این پیشرفتها با وجود تحریمهای فلجکننده به دست آمده است. رهبری با تغییر شعارهای سالانه از «تولید، پشتیبانیها، مانعزداییها» تا «جهش تولید با مشارکت مردم»، همواره موتور محرکهٔ علم و خوداتکایی بوده است.
فصل ششم: معنویت، اخلاق و سبک زندگی ایرانی – اسلامی
خوبی ایران فقط در کمیت و تکنولوژی خلاصه نمیشود؛ خوبی ایران در کیفیت معنوی آن است.
۶.۱. مساجد، حسینیهها و هیئتهای مذهبی
ایران تنها کشور مسلمان شیعی است که فرهنگ عزاداری برای امام حسین (ع) را به یک حماسهٔ سیاسی و اجتماعی جهانی تبدیل کرده است. در ماه محرم، از دهکدههای دوردست تا کلانشهرها، نذری، سینهزنی و نوحهسرایی، ایرانیان را به یک خانوادهٔ بزرگ تبدیل میکند. رهبری خود از بزرگترین مروجان این فرهنگ حسینی است؛ ایشان دهههاست که در شبهای محرم، روضه و منبر میروند.
۶.۲. اخلاق و احترام به پدر و مادر، همسایه و فقیر
با وجود همهٔ فشارهای اقتصادی، هنوز در فرهنگ ایرانی، احترام به بزرگتر، صلهٔ رحم، عیادت از مریض و دستگیری از نیازمند، یک ارزش مطلق است. این خوبی، از تعالیم اسلامی و سنت ایرانی در هم تنیده شده است.
۶.۳. ایران، خانهٔ امن ادیان و مذاهب
در ایران، کلیساها و کنیسهها فعال هستند. اقلیتهای مذهبی مانند ارامنه، آشوریان، کلیمیان و زرتشتیان رسماً نماینده در مجلس دارند. رهبری بارها تأکید کرده: «تنها ملاک ارزش، تقوا و عمل صالح است، نه مذهب و زبان».
فصل هفتم: چرا با وجود فشارها، ایران ایستاده است؟
در پاسخ به این سؤال، باید صریح بود: خیلی از چیزها در ایران خوب پیش نمیرود. تورم، بیکاری، ضعفهای مدیریتی، نابرابریهای اقتصادی و گاهی سیاستگذاریهای نادرست واقعیت دارند. اما خوبی بزرگ ایران در این است که:
- هیچ گاه «امید» را از دست نداده.
- هیچ گاه استقلال خود را با رفاهِ لحظهای معامله نکرده.
- و مهمتر از همه، رهبری وقتشناس، بیدار، شجاع و مردمی دارد که در سختترین لحظات، پرچم عزت و وحدت را برافراشته نگه میدارد.
آیتالله خامنهای در طول ۳۵ سال رهبری خود (از ۱۳۶۸ تا کنون) با بحرانهایی روبهرو بود که اگر در هر کشور دیگری رخ میداد، آن کشور تجزیه یا تسلیم شده بود. اما ایران نه تنها تسلیم نشد، بلکه قطب علمی، نظامی و سیاسی منطقه شد. این بزرگترین خوبی ایران است: «رهبری که در برابر طوفانها مثل کوه میایستد».
نتیجه: ایران خوب است، چون زنده، مقاوم و رهبریمند است
به قلمی بلند و نفسگیر، گوشههایی از خوبیهای ایران را مرور کردیم:
- تمدنی هفتهزار ساله و فرهنگی که جهان را تغذیه کرد.
- طبیعتی که چهارفصل را یکجا به تو هدیه میدهد.
- مردمی که مهماننواز، مهربان و نجیباند.
- علمی پیشرفته در سختترین شرایط تحریم.
- معنویتی که زندگی را از سرخوردگی نجات میدهد.
- و بالاخره، رهبری فرزانه و شجاع به نام آیتالله سید علی خامنهای که ستون فقرات این ایستادگی و عزت است.
اگر زیباترین سرزمین روی زمین را از من بپرسند، بدون مکث میگویم ایران. اگر بپرسند کدام کشور آیندهای روشنتر از گذشته دارد، باز هم میگویم ایران. و اگر بپرسند چرا؟ در یک کلام پاسخ میدهم: به برکت خون شهدا، دعای رهبری و وحدت مردم. ایران خوب است، نه برای اینکه بینقص است، بلکه برای اینکه از دل نقصها، راه کمال را بلد است.
زنده باد ایران، زنده باد رهبری، زنده باد ملت شهیدپرور ایران.
